توابع و ساختار بازارهای مالی
پول عمدتاً برای دو نوع معامله استفاده می شود. یکی نقش بهای خرید مال واقعی، یعنی در معامله کالا و خدمات، و دیگری قرض دادن و قرض گرفتن به خودی خود بدون انتقال واقعی است. وقتی شخصی با درآمد خود یک وسیله خانگی خریداری می کند و هزینه آن را می پردازد به آن توزیع فیزیکی می گویند و وام دادن یک میلیون وون باقیمانده پس از خرج کردن درآمد به فرد نیازمند را توزیع مالی می گویند. چنین تامین مالی وجوهی نه تنها توسط افراد یا شرکت ها، بلکه توسط دولت نیز صورت می گیرد و همچنین اغلب بین کشورها در محیط مالی جهانی امروزی اتفاق می افتد. اگر فاینانس را تعریف کنیم، می توان گفت که «جریان متقابل وجوه اضافی و وجوه کمیاب بین فعالان اقتصادی است».

آشنایی با بازارهای مالی در سایت ویزترید
قبل از معرفی اقتصاد پولی در تاریخ بشر، یافتن شریکی برای مبادله کالا در اقتصاد مبادله ای بسیار دشوار بود. به همین ترتیب، اگر بازاری برای مبادله وجوه مازاد و وجوه ناکافی وجود داشته باشد، یا اگر وسیله ای برای بستن معامله وجود نداشته باشد، انجام معاملات مالی دشوار است. مبلغی که می خواهید وام دهید و مبلغی که می خواهید وام بگیرید متفاوت خواهد بود و دوره ای که می توانید وام دهید و دوره ای که می خواهید وام بگیرید مطابقت ندارند. تعیین نرخ سود که بهای تامین مالی است کار آسانی نخواهد بود. همچنین این درست است که نگرانیهایی در مورد نکول وجود دارد که آیا میتوان وجوه را در تاریخ سررسید در شرایطی که وضعیت اعتبار طرف مقابل نامعلوم است بازیابی کرد یا خیر.
بنابراین برای انجام معاملات مالی روان، وجود بازار و واسطه ضروری است. ابزارهای واسطه در معاملات مالی را دارایی های مالی یا محصولات مالی می گویند که شامل سپرده ها (وام ها)، سهام، اوراق قرضه، بیمه، ارز و مشتقات می شود. امروزه موسسات مالی که دلالی محصولات مالی می کنند در حال تخصصی شدن هستند و بازار مالی در حال گسترش به بازاری انتزاعی است که با توسعه اطلاعات و ارتباطات به جای ماندن در یک بازار به معنای جغرافیایی، از زمان و مکان فراتر می رود.
تامین مالی مستقیم برای سهام و اوراق قرضه، تامین مالی غیرمستقیم برای وام های بانکی
مالی را می توان به طور کلی به امور مالی خصوصی و مالی عمومی تقسیم کرد.اگر مالیه خصوصی مالی قبل از مدرن و غیر نهادی باشد، مالیه عمومی به مالیه نهادی اطلاق می شود که توسط دولت تنظیم می شود.
قرض گرفتن غذا در فصل بهار و بازپرداخت آن در فصل برداشت، یا تشکیل صنفی برای قرض گرفتن پول، نمونه هایی از امور مالی خصوصی است. تجارت وام خصوصی، که در حال حاضر در میان طبقه کم اعتبار محبوب است، نیز نوعی از تامین مالی خصوصی است. از سوی دیگر، مالیه عمومی را میتوان گفت که در تأمین مالی نهادی انجام میشود که در آن محصولات مالی و مؤسسات مالی وجود داشته باشد و دستگاههای نهادی دولت برای بازار مالی و سلامت بازار وجود داشته باشد.
تأمین مالی مستقیم، انتقال مستقیم وجوه بین تأمینکننده پول و مصرفکننده پول است و تأمین مالی غیرمستقیم معاملهای است که در آن وجوه مستقیماً بین آن دو منتقل نمیشود. نمونه بارز تامین مالی مستقیم، انتشار اوراق بهادار (سهام و اوراق قرضه) است. متقاضی پول به جای تحویل اوراق بهادار منتشر شده به تامین کننده صندوق، وجوه لازم را دریافت می کند. به عنوان مثال، اگر A اوراق بهادار منتشر شده توسط شرکت B را تصاحب کرده باشد، وجوه A مستقیماً به شرکت B منتقل می شود. تراکنش های مالی با کوسه های قرضه دار و بین افراد مانند بستگان نیز تأمین مالی مستقیم است، زیرا وجوه مستقیماً در ازای گواهی بدهی منتقل می شود.
یک مثال معمول از تامین مالی غیرمستقیم، تراکنش های مالی از طریق بانک ها است. وقتی آقای ج سپرده گذاری می کند، وجوه از آقای ج به بانک منتقل می شود، اما بانک مصرف کننده نهایی وجوه نیست. حال اگر آقای د مصرف کننده پول از بانک وام بگیرد وجوه از بانک به آقای د منتقل می شود این تامین مالی غیرمستقیم است به این صورت که سپرده آقای ج ارتباط مستقیمی با وام آقای د ندارد. .
لازم به ذکر است که همه واسطه ها از طریق فاینانس غیرمستقیم نمی روند. در تامین مالی مستقیم، معاملات اغلب از طریق واسطه هایی مانند شرکت های اوراق بهادار انجام می شود. یک شرکت اوراق بهادار به سادگی یک کارگزار برای تسهیل معاملات است، اما یک بانک در نهایت با انجام معاملات مالی مستقل مانند سپرده ها و وام ها، وجوه را منتقل می کند.
کارکردهای بازارهای مالی
کارکردهای بازار مالی که در آن تراکنش های مالی انجام می شود را می توان به طور کلی به شش دسته تقسیم کرد.
اولین مورد تابع انتقال پول است که وجوه اضافی را به فرد نیازمند به وجوه منتقل می کند و از مقدار، زمان، مکان، مرز و موضوع فراتر می رود. دوم تابع قیمت گذاری محصول مالی است که قیمت محصولات مالی مانند نرخ بهره را با توجه به عرضه و تقاضا در بازار تعیین می کند. هنگامی که تقاضا برای یک محصول مالی افزایش می یابد، قیمت آن افزایش می یابد و زمانی که عرضه افزایش می یابد، قیمت محصول مالی کاهش می یابد. سومین تابع افزایش نقدینگی است. فرض کنید یک فرد یا یک شرکت سهام را با وجوه اضافی خریداری می کند. هنگامی که پس از سپری شدن زمان به وجوه مورد نیاز است، وجوه را می توان در هر زمان با فروش سهام موجود در بازار مالی بازیابی کرد، بنابراین نقدینگی دارایی های مالی افزایش می یابد. چهارم، عملکرد مدیریت ریسک است. فعالان بازار با ریسک گریزی کم، در ازای پذیرش ریسک، حق بیمه (پاداش) بالایی دریافت می کنند، در حالی که فعالان بازار با ریسک گریزی بالا می توانند با تنوع بخشیدن به سرمایه گذاری های خود در محصولات مالی مختلف، ریسک را کاهش دهند. پنجم، عملکرد ارائه اطلاعات مالی است که به هر کسی اجازه می دهد به راحتی به اطلاعات بازار دسترسی داشته باشد، در نتیجه از ضرر ناشی از کمبود اطلاعات جلوگیری می کند و در هزینه ها و زمان کسب اطلاعات صرفه جویی می کند. آخرین مورد، عملکرد انضباط بازار است که با تنظیم رفتار فعالان بازار، سلامت بازار را ارتقا می دهد. به عنوان مثال، سهام و اوراق قرضه شرکت ها، اوراق قرضه دولتی و غیره در بازار مالی بر اساس قیمت ارزش گذاری می شوند. به عبارت دیگر، اوراق بهادار شرکتها و دولتهای فقیر نسبت به اوراق بهادار شرکتها و دولتهای خوب باید هزینههای تامین مالی بیشتری (نرخ بهره بالاتر) را متحمل شوند.
بازار مالی را می توان به یک بازار مالی کوتاه مدت که سرمایه های عملیاتی کوتاه مدت کمتر از یک سال را جمع آوری می کند و یک بازار مالی بلندمدت که وجوه سرمایه گذاری بلندمدت یک ساله یا بیشتر را جذب می کند، تقسیم می شود. علاوه بر این، بازار مالی به معنای گسترده شامل بازار ارز و بازار مشتقه است. بسته به محصول، میتوان آنها را به اسکناسهایی که سپردهها و وامها را مدیریت میکنند، شرکتهای اوراق بهادار که سهام و اوراق قرضه منتشر و توزیع میکنند، شرکتهای بیمه که محصولات بیمه را مدیریت میکنند، و شرکتهای مدیریت دارایی که وجوه را اداره میکنند، طبقهبندی کرد. در این بازار مالی نه تنها افراد (خانوارها)، شرکت ها (از جمله موسسات مالی) و دولت، بلکه سرمایه گذاران خارجی نیز حضور دارند.
ضرب المثلی وجود دارد که سطح توسعه یک کشور با سطح توسعه بازار مالی مطابقت دارد. توسعه بازار مالی هسته اصلی توسعه اقتصادی است، زیرا می تواند وجوه صنعتی ضروری برای توسعه اقتصاد ملی را از طریق بازار مالی تهیه کند. امروزه نیویورک، لندن، توکیو، زوریخ و سنگاپور جایگاه بالایی به عنوان بازارهای مالی بین المللی دارند. در مورد کره، بازار مالی داخلی رشد سریعی را نشان می دهد، اما سئول هنوز جایگاهی را به عنوان یک بازار مالی بین المللی اشغال نکرده است. من مشتاقانه منتظر روزی هستم که سئول همراه با بین المللی شدن وون در بازار مالی بین المللی جایگاهی را به خود اختصاص دهد.

بازار مالی